- ماجرای کیسه های خون رها شده در بیمارستان خاتمالانبیا شوشتر به کجا رسید؟
- کرباسچی: باید برای جلوگیری از جنگ هر کاری کرد
- حمله به کشتیهای متخلف بعد از امضای تفاهمنامه پاسخی به نقض عهد سوم آمریکا بود
- برادر محسن دستمریزاد !
- همه میدانند بنزین را نمیتوان با قیمت ۱۵۰۰ تومان عرضه کرد
- حملات انصارالله کسری بودجه این کشور را افزایش داده
- با حکم فرماندهی انتظامی استان خوزستان، **سرهنگ سجاد رجبزاده** به عنوان رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی شهرستان ماهشهر منصوب شد
- واژگونی کامیون ۱۰ چرخ در کمربندی پل کابلی شوشتر
- خادم الحسین دارالمؤمنین شوشتر حاج عباسعلی موسرخزاده و پدر همسر مکرمه امام جمعه
- ⭕ تغییر رییس اداره ورزش شوشتر
- درگذشت خادم اهلبیت (ع) و مداح کربلایی حاج عباس مختاربند
- وقایع کهن شهر شوشتر
- تشریح دستاورد سفر وزیر کشور به قطر
- سایه ترس ۷ اکتبر بر رژیم روبه افول
- بررسی پروندههای مالی و تحولات منطقهای در نشست جدید چارچوب هماهنگی عراق
نخل “کلبی خان”: یادگاری از خاندان همت پور و نمادی از عزاداری در دزفول
نخل “کلبی خان”: یادگاری از خاندان همت پور و نمادی از عزاداری در دزفول
نخل کلبی خان در دزفول
بزرگترین و باسابقهترین نخل دزفول «نخل کلبیخان» بوده است.
«نخل»، ساختمان چوبی و مزین به شکل ایوانهای طلای اماکن مقدسه است که به شرح زیر است:
ساختن اسکلت و چوببست آن به این ترتیب بود که دو صفحه به شکل ایوان طلا با طاق بیضی و زیبا که ارتفاع هر یک پنجمتر و پهنای آن چهارمتر باشد و ارتفاع با نوک طاق مجموعاً به هفت متر برسد را به فاصله چهارمتر برابر هم میگذاشتند و با چوب و میخ به هم متصل میکردند. بعد آن دو صفحه مستطیل که بالای آنها هلال طاق کسرایی بود را با چوب مرغوب و گل و بوته با حاشیه دندانهدار به شکل برگ ساخته و با طلای اکلیل زینت داده و به دیوارههای اسکلت چوبی در دو طرف با پیچ و مهره میچسباندند آنگاه همه این دو صفحه را با اکلیل طلا و نقره و آینه آرایش میدادند و چوببست اتصالی آنها را با پارچههای غالباً سبز میپوشاندند و بر نوک طاقنماها، منجوقهای طلایی و همچنین وسط و مرکز بالای آن منجوقها و پرچمها میافراشتند. این نخل چنان زیبا میشد که مردم راه رفتن زیبایان را به آن مَثَل میزدند و میگفتند: «مَری نَلخیه» گویی نخلی است. این هیکل ستبر و عظیم و زیبا را که صدها کیلو وزن داشت به روی چوببست و چهارپایهای به ارتفاع یکمتر سوار میکردند که برای حرکت آماده بود. چهارتیر به طول ده متر و قطر بیست و پنج سانتیمتر از چوبهای محکم موازی هم با طناب در زیر آن میبستند و حدود چهارصد مرد نیرومند که شلوارهای کوتاه و ضخیم به پا داشتند و کمربند یا شال روی آن بسته و غالباً لخت و بدون پیراهن بودند، هر یک با بالشی کوچک بر روی دوش چپ یا راست (مناسب با طرفی که بودند) شانهها را به زیر تیرهای نخل میدادند و علیرغم کم بودن جا، به کمک همدیگر و نوبتی، یکباره نخل را از روی چهارپایه بلند میکردند و برای بردن به مصلّی و محلی که خارج شهر بود، از داخل کوچهها ـ که گاهی پهنای آن کمی بیش از پهنای نخل بود ـ حرکت میدادند.
ده یا دوازده نفر در فواصل زمان گرداندن نخل، بر روی چهارچوب وسط آن خود را نگه میداشتند؛ بعضی مناجات میخواندند و بعضی حاملین را تشویق میکردند و بعضی با چوبهای در دست، آماده بودند که اگر نخل کج میشد به دیوارهای اطراف فشار میآوردند تا تعادلش برقرار گردد.
معمولاً یکی از بزرگان محل با آنکه پیر بود خود را بالای چوببست محل نگه میداشت؛ که در این اواخر مرحوم حاج محمدباقر قلمبُر این وظیفه را به عهده داشت.
خانِ محل با ترکهای در دست، سرپا جلو نخل، روی چوببست میایستاد و تکیه میداد و برای اظهار قدرت خود و اینکه اگر او نباشد نخل به منزل نمیرسد، با ترکه بر سر و روی حاملان نخل میزد و آنها را تهییج میکرد.
جلوی نخل، دستههای سینهزن در حرکت بودند و جلوی ایشان دهلها و کرناها و چنگها، که آهنگ شعارها گوشها را کر میکرد. شمشیربازان هم جلو دستهها و بعد از گروه نوازندگان، شمشیربازی میکردند.
از همه مهمتر آنکه اگر عَلَم عباس در جلو نخل کلبیخان حرکت نمیکرد، هرگز نخل از جا نمیجنبید. بین عوام مشهور بود که یکبار در اثر اختلافات محلی، عَلَم را بیرون نیاورده بودند، هرکاری کردند نخل هم از جا بلند نشد تا اینکه یک آدم زرنگ به خانة عَلَم رفت و منجوق را بیرون آورد و زیر عبا پنهان کرد تا برابر نخل رسید، بی آنکه کسی متوجه شود، عبای خود را اندکی عقب زد تا نخل منجوق عَلَم عباس را دید از جای خود جنبید! اجرای این مراسم به قدری مهیج بود که مردمِ معتقد، سر از پا نمیشناختند. اولاً ادامه آن مراسم منع شرعی ندارد و ثانیاً اگر اجرای مجدد آن مصلحت نیست، خوب است برای یکبار فیلمی از آن تهیه شود تا همگان آن را ببینند، زیرا بر این باورم که در تمامی ایران هرگز مراسمی با این شکوه و جلال و هیبت وجود نداشته است».
نمایی از عاشورای حسینی سال ۱۳۰۵ هجری مشتمل بر نخل کلبی خان- علم عباس و شیدونه ی امام رضا ع قبل از بازسازی در صحرای عباسعلی شهرستان دزفول

این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.