- والدین شهدای استان زرخیز خوزستان با جلوههای هوش مصنوعی فرزند شهیدشان را در آغوش میکشند
- تبریک روز پزشک و بزرگداشت ابوعلی سینا | مفاخر علمی کهن شوشتر (پروفسور اسدالله موحد)
- والدین شهدای استان زرخیز خوزستان با جلوههای هوش مصنوعی فرزند شهیدشان را در آغوش میکشند
- کمبود ویلچر در بخشهای مختلف بیمارستان خاتمالانبیا شوشتر؛ ضرورت حمایت خیرین از بخش سلامت”
- تبریک روز پزشک و بزرگداشت ابوعلی سینا | مفاخر علمی کهن شوشتر (پروفسور اسدالله موحد)
- اردوغان: ترکیه، عربستان و پاکستان به همکاری برای صلح ادامه میدهند
- حمایت ترامپ از توافق مکه
- کدام صنفها بیشترین و کمترین مالیات را پرداخت کردند؟
- تصاویر بدرقه رزمندگان توسط آیات عظام آیتالله حاج سیدمحمدحسن آل طیب (ره) و علامه کبیر حاج محمدتقی شیخ شوشتری (رضوانالله علیه)
- نجات جان سه شهروند اهوازی در رودخانه توسط تیم غواصی سازمان آتشنشانی وخدمات ایمنی شهرداری شوشتر
- تذکر حجاب در مطب دکتر مریم حدادزاده شوشتری؛ ابتکار فرهنگی شجاعانهای برای حفظ سلامت جسم و روح مردم
- نصب دو اتاق برق پاساژ موسسه خیریه چهارده معصوم (ع) در مسیر مردم؛ اداره برق چرا چنین مجوزی صادر کرده است؟ خاندان طبیب شوشتری واقفین پاساژ از این اقدام ناراضی هستند
- علیرضا زارع بهعنوان سرمربی تیم کبدی استان البرز انتخاب شد
- ایرج خواجه امیری، «پهلوان آواز ایران» درگذشت
- ابوالفضل طریفی به تراکتورسازی تبریز پیوست
درمانی جالب از حاج ملا علی حکیم شوشتری
حکایت
حاج عبدالخالق بُلول بُر ( مشهور به حج عبدلا ) یکی از اهالی قدیمی این محله از پدرش زنده یاد کربلایی محمد علی بُلول بُر ( مشهور به کَل مَندَل که تقریبا تمامی تخصص های بافندگی سنتی مثل چوقا بافی ، احرام ، عبا ، چفیه شوشتری و …. را استاد بوده) و نیز از زنده یاد استاد حسین ربیع پور ( مشهور به ” اُس حسین عیدی مِتی ” که به شغل بنایی اشتغال داشت و ذهنی بسیار قوی در نقل حکایات شوشتر قدیم داشتند ) نقل نمود که :
یکی از اهالی کوی بی بی دوخواهران شوشتر شخصی به نام حاج عبدالکریم دورقی بودند ، ایشان یکی از تجار بزرگ ایران در دوره ی پهلوی به شمار می رفتند و آن زمان بجز شوشتر در خرمشهر تجارت خانه داشتند و….. ایشان صاحب چند فرزند دختر و پسر ( محمد – علیمحمد – مهدی – اکبر ) بودند که پسر بزرگ ایشان با نام ” محمد ” در دوران طفولیت به شدت بیمار شده و روز به روز ضعیف تر می شود و کم کم از غذا خوردن نیز امتناع می ورزد تا جاییکه اشتهایش به طور کامل کور شده و یا به قولی اشتهایش می میرد ، مرحوم حاج عبدالکریم او را به نزد بسیاری از پزشکان نوپای آن روزهای تجدد دوره ی پهلوی اول می برد و حتی تا تهران و در نهایت انگلستان نیز سفر می کند اما تمامی اطبا جواب درستی به ایشان نداده و ایشان با ناامیدی به شوشتر برمی گردند ولی غافل از اینکه آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم ؛ هنگامی که به شوشتر مراجعت می کنند یکی از اهالی کوی بی بی دوخواهران به آقای دورقی می گویند چرا به نزد حاج ملا علی حکیم نمی روید و درمان را از ایشان طلب نمی کنید ؟ چرا که ایشان سرامد حکما و اطبای آن زمان شوشتر بودند ؛ حاج عبدالکریم شخصی را به دنبال حاج ملا علی حکیم می فرستند تا ایشان را برای طبابت به خانه دورقی که هنوز پابرجاست بیاورند ؛ زمانی که جناب حکیم بزرگوار تشریف می آورند نسخه ای عجیب می دهند :
ایشان به خانواده ی دورقی می گویند که تعداد زیادی مرغ خانگی بارنِه ( شوشتری ها به مرغ جوانی که هنوز توانایی تخم گذاشتن ندارد ، بارنِه می گویند ) در حدود سی یا چهل عدد تهیه کنید سپس همه را درون دیگ بزرگی با مقدار زیادی آب گذاشته و سوپی درست کنید با این شیوه که بگذارید سوپ آنقدر روی اجاق بماند که اکثر آب بخار شود و فقط ســُس مرغی با غلظت بالا باقی بماند ؛ برای چند روز از این سـس به او بخورانید و به هیچ عنوان به او نان و غذاهای مانند نان ندهید سپس بنده برای معاینه دوباره خواهم آمد….
پس از چند روز جناب حکیم برای معاینه به نزد بیمار می روند و به خانواده دورقی می گویند که بحمدالله رنگ و روی محمد باز شده و معالجه را بصورت قبل تا بهبودی کامل ادامه دهید تا اشتهایش به طور کامل باز شده و همانند قبل گردد و حدود یک ماه از این سس به او بخورانید و موکدا به هیچ عنوان به او نان ندهید ؛ پس از یک ماه کم کم به وی نان بدهید تا اینکه خوراک او و در اصل اشتهایش همانند قبل گردد .
حاج عبدالکریم همان لحظه شخصی را برای تهیه ی شصت عدد مرغ خانگی بارنه می فرستد و آنگونه که جناب حکیم شوشتری دستور داده بودند ، مرغ ها را درون دیگ گذاشته و کار معالجه ی فرزند را شروع می کنند که بحمدالله پس از یک ماه حال محمد خوب شده و روز به روز بهتر می گردد و پس از مدتی به طور کامل بهبود می یابند ؛ جالب است بدانید آن محمد نونهال که در دوران کودکی محتضر شده بود ، بعدها بزرگ خاندان دورقی های شوشتری شد و حدود صد سال از خداوند متعال عمر گرفت و چند سال پیش پس از یک دوره بیماری ناشی از کهولت سن ، دار فانی را وداع گفت . خداوند همه ی اموات خصوصا نامبردگان در این داستان را مورد رحمت خویش قرار دهند ؛ آمین.

این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.