امروز : پنج شنبه, ۹ بهمن , ۱۴۰۴ - 11 شعبان 1447
اخبار ویژه »
شناسه خبر : 107876
  پرینتخانه » ا فوری/کوتاه, اجتماعی, اخبار تیتر سه, اخبار تیتر یک, خوزستان, شوشتر, گزارش تاریخ انتشار : 28 مهر 1404 - 12:00 |

درمانی جالب از حاج ملا علی حکیم شوشتری

حکایت

حاج عبدالخالق بُلول بُر ( مشهور به حج عبدلا ) یکی از اهالی قدیمی این محله از پدرش زنده یاد کربلایی محمد علی بُلول بُر ( مشهور به کَل مَندَل که تقریبا تمامی تخصص های بافندگی سنتی مثل چوقا بافی ، احرام ، عبا ، چفیه شوشتری و …. را استاد بوده) و نیز از زنده یاد استاد حسین ربیع پور ( مشهور به ” اُس حسین عیدی مِتی ” که به شغل بنایی اشتغال داشت و ذهنی بسیار قوی در نقل حکایات شوشتر قدیم داشتند ) نقل نمود که :

یکی از اهالی کوی بی بی دوخواهران شوشتر شخصی به نام حاج عبدالکریم دورقی بودند ، ایشان یکی از تجار بزرگ ایران در دوره ی پهلوی به شمار می رفتند و آن زمان بجز شوشتر در خرمشهر تجارت خانه داشتند و….. ایشان صاحب چند فرزند دختر و پسر ( محمد – علیمحمد – مهدی – اکبر ) بودند که پسر بزرگ ایشان با نام ” محمد ” در دوران طفولیت به شدت بیمار شده و روز به روز ضعیف تر می شود و کم کم از غذا خوردن نیز امتناع می ورزد تا جاییکه اشتهایش به طور کامل کور شده و یا به قولی اشتهایش می میرد ، مرحوم حاج عبدالکریم او را به نزد بسیاری از پزشکان نوپای آن روزهای تجدد دوره ی پهلوی اول می برد و حتی تا تهران و در نهایت انگلستان نیز سفر می کند اما تمامی اطبا جواب درستی به ایشان نداده و ایشان با ناامیدی به شوشتر برمی گردند ولی غافل از اینکه آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم ؛ هنگامی که به شوشتر مراجعت می کنند یکی از اهالی کوی بی بی دوخواهران به آقای دورقی می گویند چرا به نزد حاج ملا علی حکیم نمی روید و درمان را از ایشان طلب نمی کنید ؟ چرا که ایشان سرامد حکما و اطبای آن زمان شوشتر بودند ؛ حاج عبدالکریم شخصی را به دنبال حاج ملا علی حکیم می فرستند تا ایشان را برای طبابت به خانه دورقی که هنوز پابرجاست بیاورند ؛ زمانی که جناب حکیم بزرگوار تشریف می آورند نسخه ای عجیب می دهند :

ایشان به خانواده ی دورقی می گویند که تعداد زیادی مرغ خانگی بارنِه ( شوشتری ها به مرغ جوانی که هنوز توانایی تخم گذاشتن ندارد ، بارنِه می گویند ) در حدود سی یا چهل عدد تهیه کنید سپس همه را درون دیگ بزرگی با مقدار زیادی آب گذاشته و سوپی درست کنید با این شیوه که بگذارید سوپ آنقدر روی اجاق بماند که اکثر آب بخار شود و فقط ســُس مرغی با غلظت بالا باقی بماند ؛ برای چند روز از این سـس به او بخورانید و به هیچ عنوان به او نان و غذاهای مانند نان ندهید سپس بنده برای معاینه دوباره خواهم آمد….

پس از چند روز جناب حکیم برای معاینه به نزد بیمار می روند و به خانواده دورقی می گویند که بحمدالله رنگ و روی محمد باز شده و معالجه را بصورت قبل تا بهبودی کامل ادامه دهید تا اشتهایش به طور کامل باز شده و همانند قبل گردد و حدود یک ماه از این سس به او بخورانید و موکدا به هیچ عنوان به او نان ندهید ؛ پس از یک ماه کم کم به وی نان بدهید تا اینکه خوراک او و در اصل اشتهایش همانند قبل گردد .

حاج عبدالکریم همان لحظه شخصی را برای تهیه ی شصت عدد مرغ خانگی بارنه می فرستد و آنگونه که جناب حکیم شوشتری دستور داده بودند ، مرغ ها را درون دیگ گذاشته و کار معالجه ی فرزند را شروع می کنند که بحمدالله پس از یک ماه حال محمد خوب شده و روز به روز بهتر می گردد و پس از مدتی به طور کامل بهبود می یابند ؛ جالب است بدانید آن محمد نونهال که در دوران کودکی محتضر شده بود ، بعدها بزرگ خاندان دورقی های شوشتری شد و حدود صد سال از خداوند متعال عمر گرفت و چند سال پیش پس از یک دوره بیماری ناشی از کهولت سن ، دار فانی را وداع گفت . خداوند همه ی اموات خصوصا نامبردگان در این داستان را مورد رحمت خویش قرار دهند ؛ آمین.

نویسنده : سردبیر : محمدباقر عباسی | منبع خبر : اختصاصی
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.