- انتصاب رسمی مسعود خبازی به عنوان مشاور و مسئول راهاندازی خانه احزاب شهرستان شوشتر و محمدباقر عباسی به عنوان مدیر روابط عمومی خانه احزاب کهن شهر شوشتر
- ابوالفضل مهدیپور رتبه اول بخش «خبر» جشنواره مطبوعات استان خوزستان را کسب کرد
- بدرقه خادمین چایخانه حرم امام رضا از دارالمؤمنین شوشتر
- *در گذر تاریخ*استقلال اهواز؛ میراث ماندگار شوشتر در زمین فوتبال خوزستان* *(دکتر علیاکبر حکیم شوشتری؛ بنیانگذار و حامی بزرگ تیم تاج اهواز)
- والدین شهدای استان زرخیز خوزستان با جلوههای هوش مصنوعی فرزند شهیدشان را در آغوش میکشند
- تبریک روز پزشک و بزرگداشت ابوعلی سینا | مفاخر علمی کهن شوشتر (پروفسور اسدالله موحد)
- والدین شهدای استان زرخیز خوزستان با جلوههای هوش مصنوعی فرزند شهیدشان را در آغوش میکشند
- کمبود ویلچر در بخشهای مختلف بیمارستان خاتمالانبیا شوشتر؛ ضرورت حمایت خیرین از بخش سلامت”
- تبریک روز پزشک و بزرگداشت ابوعلی سینا | مفاخر علمی کهن شوشتر (پروفسور اسدالله موحد)
- اردوغان: ترکیه، عربستان و پاکستان به همکاری برای صلح ادامه میدهند
- حمایت ترامپ از توافق مکه
- کدام صنفها بیشترین و کمترین مالیات را پرداخت کردند؟
- تصاویر بدرقه رزمندگان توسط آیات عظام آیتالله حاج سیدمحمدحسن آل طیب (ره) و علامه کبیر حاج محمدتقی شیخ شوشتری (رضوانالله علیه)
- نجات جان سه شهروند اهوازی در رودخانه توسط تیم غواصی سازمان آتشنشانی وخدمات ایمنی شهرداری شوشتر
- تذکر حجاب در مطب دکتر مریم حدادزاده شوشتری؛ ابتکار فرهنگی شجاعانهای برای حفظ سلامت جسم و روح مردم
۳۰ میلیون تومان از او طلب داشتم؛ من را برای یک جاروبرقی به زندان انداخت
خوزنامه| جزئیات جدیدی از پرونده قتل کارگردان سرشناس و همسرش گفت: باغبان سابق مهرجویی چندسال قبل بهدلیل سرقت از خانه مهرجویی از کارش اخراج شده بود و از همان زمان با این خانواده اختلاف داشت.
اعترافات قاتل و باغبان سابق مهرجویی؛ بعد از اینکه با شکایت خانواده مهرجویی دستگیر شدم، از آنها کینه به دل گرفتم. آنها بهخاطر یک جاروبرقی از من نگذشتند و وقتی آزاد شدم، سراغشان رفتم و خواستم ۳۰میلیون تومان که از آنها طلب داشتم را بدهند، اما انکار کردند.
وقتی دیدم حاضر نیستند پولم را بدهند، نقشه قتلشان را کشیدم. شب حادثه به همراه برادرم که سرایدار یکی از ویلاها در شهرک است و ۲دوست دیگرم که آنها هم در شهرک کار میکنند، راهی ویلای مهرجویی شدیم.
وقتی در را باز کرد، من به او حمله کردم و با چوب زدمش. برادرم و دوستم هم به اتاق رفتند و همسرش را گرفتند. ابتدا برادرم دستان همسر مهرجویی را گرفت و دوستم با چاقو به او ضربه زد و وقتی بیحال شد برادرم هم با چاقو به جان او افتاد. من هم مهرجویی را با چاقو زدم.
این مطلب بدون برچسب می باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.